کسب و کار| ثروت |عشق|موفقیت|قرآن|اعتماد به نفس| روابط |زندگی|مدیریت|بورس|

اسرار ذهن و تشخیص صدای ذهن ناخوداگاه مان

اسرار ذهن و تشخیص صدای ذهن ناخوداگاه مان
چکیده این مطلب : انتشار : 1397/04/12 0 نظر

هوشیاربودن مداوم دربرابربازیها وتنش ها ی ذهن »  و رها بودن ازترفندهای ذهن کار دشواری است وکسی که چشمش به حرکات واعمال ذهن درخودش گشوده شود ، سعی می کند تا حد توان درمسیروحرکت هایی خودرا قرارندهد که گرفتارزندان تاریک وقفس بسته ی ذهن و ترفند وزیرکی های ذهن خود شود .  درزمان معاصربخصوص این امری دشواروبرای اکثریت ما غیرممکن است .

اسرار ذهن و تشخیص صدای ذهن ناخوداگاه مان

ذهن چیست؟


ذهن پدیده ی غریبی دروجود انسان است . « ذهن یعنی خاطرات ، دانستگی ها ، امیال وآرزوها ، واعمال وافکار وتصوراتی که برای ما هویت شده اند وهمچنان مارا دردام خود نگاه می دارند ». ذهن ، هویتی بدلی وکاذب دروجود ماست که این هویت القایی سعی می کند که با هرترفند ودسیسه وحقه ای همچنان آدمی را اسیرتنش های خود داشته باشد . انسان ها ازدوحالت ووضعیت خارج نیستند ؛ یا اسیروخودباخته ی ذهن خود هستند که چندان اصراری برای آگاهی یافتن ازماهیت ذهن و رهایی خود ازاین دام مهلک ندارند ویا کسانی هستند که ذهن را درخود می شناسند و بقول معروف ؛ کجدارومریض سعی می کنند تا می توانند خودرا گرفتاراین غده « عقده های درونی » درخود ننمایند وازخودباختگی خود به ذهن خودرا تا حدی برحذر دارند . وقتی درخود عمیقآ خیره شویم به حرکت های ذهن وقوف می یابیم وآن را در ضمیرخود مشاهده می کنیم . 


ذهن بطورممتد ومستمربرای بقای خود دنبال طعمه گشته وبه خود حیات میدهد ، ازشاخه ای به شاخه ی دیگرسرک می کشد « آنچه را درذهن خود درگذشته ، با کسب تجربه ، بانگاه ، باارتباط ، با تجزیه وتحلیل ثبت وانباشت کرده ایم » ونزدیک ترین طعمه ای که می تواند آدمی را اسیرخود نماید را انتخاب کرده وصاحب خودرا به دام می اندازد ، مساله ای برای آدمی مهم است ، برای فرد برجسته ترازسایراموراست ، ذهن همان موضوع وسوژه را برای بقای حیات خود برمی گزیند وفرد را گرفتارمی سازد . مشکل اینجاست اغلب نسبت به ماهیت ذهن خود آگاهی نداریم وهمیشه درزنجیره ی ذهن گرفتاریم . 


ونیزاعتراف می کنم که رهایی ممتد وهمیشگی « هوشیاربودن مداوم دربرابربازیها وتنش ها ی ذهن »  و رها بودن ازترفندهای ذهن کار دشواری است وکسی که چشمش به حرکات واعمال ذهن درخودش گشوده شود ، سعی می کند تا حد توان درمسیروحرکت هایی خودرا قرارندهد که گرفتار زندان تاریک وقفس بسته ی ذهن و ترفند وزیرکی های ذهن خود شود .  درزمان معاصربخصوص این امری دشواروبرای اکثریت ما غیرممکن است .

حتما بخوانید: با استفاده از این ترفند با 10 ایده بزرگ کسب و کار آشنا شوید​

چگونه میلیاردر شویم​


 ذهن حجمی ازحقه ومکردروجود انسان است که فعلی جزنیرنگ ودسیسه را نمی شناسد چون خود ذهن ماهیتآ وکمآ وکیفآ جز خدعه وفریب نیست . ذهن کلافی ازفریب است که درگوشه ای یا درنقطه ای ازمغزجای گرفته است وکارذهن جزبازی دادن انسان نیست .

ذهن هویتی بدلی وغیرواقعی دروجود انسان است وسعی می کند چشم وگوش آدمی را بسته وآدمی راازدرک این واقعیت که ؛ ساختارذهن فریب است وهویت واقعی انسان خارج ازحیطه ی ذهن است ،  بازداشته و همچنان با حیله ودسیسه آدمی را دراسارت خود نگاه دارد .

ذهن با بازیگری های بیهوده وواهی وبی اساس ، آدمی را سرگرم می سازد والبته نفس وکارکرد ذهن این است که اینگونه برای انسان هویت وشخصیت بیافریند ولی نفس ذهن ، زیرکی ودروغ وبازی ست  و  برای خود ذهن انسان واقعیت دسیسه وترفند ها یش قابل درک نیستند ، ذهن ازدیدن اعمال محنت بارخود عاجزاست . 

ذهن قدرت مشاهده ی خودرا ندارد وباید به نیروی دیگری درخود چنگ بیاندازیم تا قدرت دیدن ذهن را به دست بیاوریم  . همان ذهن را «خود» می خوانند ، ذهن را« نفس» می خوانند . ذهن وخود ونفس یکی هستند که شیطان نیزنام دیگر نفس و ذهن وخود دروجود انسان ودرضمیراوست . کسی که بتواند با آگاهی کامل ، وبا کسب نیروی سرشاردرونی خود ، و با هوشیاری وبیداری مداوم و دمادم ، خودرا ازاسارت ذهن ومکروحقه های آن خلاص نماید شاهکارنموده است که با توجه به گردش تاریخی زندگی یکایک انسان ها تا به امروز، امری ظاهرآ محال می نماید . 


انسان قرنهاست که ناآگاهانه وناخودآگاهانه وناخواسته دردام این عفریت درونی گرفتارشده ووجود همین عفریت را برای خود هویت واقعی میخواند ، اختیارخودرا صددرصد به ذهن خود باخته است وهرشیوه وراه وروشی را ، ازنظراندوختن دانش ، انباشت ثروت ، تفکرات واعمال وعقاید معنوی و ایده آل وآرمانی ، همه و همه را که برمی گزیند تمام آنها صرف حفظ و بقای همان ذهن ، خود ونفس می شوند  . 

آری . این ساختاروکیفیت وماهیت ذهن ما وهمچنین خالق وآفریدگار هویت وشخصیت ماست وتازمانی که گرفتاراین وصله ی نانجیب درخودباشیم جز شخصیت وماهیتی تصوری وخیالی برا ی خود نمی سازیم ، وجزاین شخصیت پوشالی را درخود تقویت نمی کنیم وجزمرید وسرسپرده ی هوی و هوایی درخویشتن نیستیم .


 اما انسان ها شاید اغلب این واقعیت را درخود می دانند وغیر شهودی ویا نیمه شهودی درخود می بینند ، ولی سعی می کنند ازاین شخصیت نفرینی وغیرواقعی خویش خودرا به هر بهایی  بطورمداوم وپیوسته بی خبرنگاه دارند که بی خبربودن ازاین وصله ی ناجورجزخودباختگی وسرسپرده گی به همان وصله نصیب مان نمی کند . 


انسان گرفتارذهنیتی کاذب درخود شده که آن را برای خود واقعیت وحقیقت وجودی خویش می پندارد . انسان غیرارادی  گرفتارپدیده ای توهمی وخیالی درخود شده است که همین پدیده به او اعتباروامتیازوشخصیت وهویت خیالی میدهد وبه همین دلیل آدمی قدرت وتوانایی درهم شکستن این پدیده ی کاذب را درخود ازدست میدهد . 
 برای درهم شکستن وویران کردن این وصله ی ناجور درخود ، انسان نیازبه یک انرژی و قدرتی قوی دارد که با کمک آن نیرووانرژی سرشار، که درهرانسانی نهفته است -  می تواند این دشمن درونی را درخود شکست داده وخودرا ازاسارت آن نجات دهد . ذهن آدمی نیرویی محدود وشکست پذیراست وبا قدرت مشاهده می توانیم نیروی محدود ذهن را درخود ، کم رنگ وکاملآ بی اثروخنثی نماییم . بعدازخنثی نمودن ذهن ، نیرووانرژی دیگری درانسان به فعلیت میرسد که یک قدرت مافوق ونامحدود وبیکران است .

 

خلوت دل نیست جای صحبت اغیار
دیوچو بیرون رود فرشته درآید .....حافظ

دنیا همیشه مکان رنگین وفریب انگیزی برای اغوای انسان بوده ودرزمان معاصربه دلیل رشد عقلانی وعلمی آنها  ووسعت جهان برای آدم ها دامنه ی فریب بسیارگسترده ووسیع شده است ، وآدمی نیزگرفتارچالشی درخود می باشد که به سهولت نمی تواند ازاسارت این چالش درونی خودرا نجات بدهد وهمین دونکته برای هر انسانی درهرزمان و همیشه سرنوشت تعیین کرده اند ، اما این سرنوشت انسان سرنوشت واقعی وفطری وخدادادی او نبوده ونیست ورهایی آگاهانه وکامل انسان ازاین سرنوشت القایی وتصوری ، سرنوشت واقعی اوست .

یکایک ما انسان ها درهمه ادوارواعصاری ، تاوان بسیارسنگین غفلت وبی خبری وخوااب آلودگی خودرا می پردازیم اما هرگزچشم خودرا نگشوده و خودرا ناآگاهانه جبری سرنوشت پرازمحنت ورنج وعذاب خود می دانیم . اما سرنوشت ما هرگزاین چندروزه ی عمر پرازدردوادبارومصیبت و اندوه ورنج نیست .


حتما بخوانید: با این 20ترفند زبان بدن اطرافیان را به سمت خودجذب کنید​

رازهای متقاعد کردن اطرافیان​

صدای ذهن چیست و چگونه آن را تشخیص دهیم؟


شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در ذهنتان زمزمه هایی مداوم میشونید که قطعی هم ندارد.این زمزمه های بدون قطعی سر و صدای ذهن یا صدای ذهن نام دارند.زمانی که صدای ذهن به سراغمان می آید انگار مکالمه ای در درون ما صورت میگیرد که بدون وقفه در حال انجام است.امکان دارد خیلی از مواقع صدای ذهن را نشنوید،چرا که عادت عمیق و قدیمی میباشد که به طبیعتی برای انسان تبدیل شده است.


این صدا مثل یک صدای پس‌زمینه است که هیچوقت قطع نمی‌شود، از لحظه‌ای که صبح از خواب بیدار می‌شوید تا وقتی که شب به خواب می‌روید ادامه دارد. گاهی‌اوقات حتی جلوی خوابیدن شما را هم می‌گیرد. یک نوع صدای درونی است که به طور مداوم هر چیزی را در زندگی‌تان، محیط اطرافتان و آدمهایی که با آنها ملاقات می‌کنید، تحلیل می‌کند. صدایی در سر است که مدام حرف می‌زند و حرف می‌زند.

ذهن هم مدام همان افکار را تکرار می‌کند، مثل ضبط‌ صوتی که هیچوقت قطع نمی‌شود. اگر این افکار، افکاری مثبت باشند اشکالی ندارد. ولی بیشتر وقت‌ها این افکار منفی هستند که باعث تشدید استرس، نگرانی، عصبانیت و خستگی در شما می‌شوند. آنها افکاری هستند که واقعاً هیچ نیازی به آنها ندارید.

فکر کردن فعالیتی مثبت و مفید است که برای حل مشکلات، تحلیل کردن، مقایسه کردن، درس خواندن، برنامه ریختن به آن نیاز دارید. ولی خیلی وقت‌ها ذهن به جاهایی می‌رود که خودش دوست دارد و توجه شما را درگیر مسائل جزئی و پیش‌پاافتاده می‌کند. فکر کردن بیخودی فقط زمان و انرژی شما را می‌گیرد.

صدای ذهن چیست و چطور می‌توانید آن را تشخیص دهید:

– افکاری که مثل نوار با آهنگی یکنواخت تکرار می‌شوند.

– فکر کردن دوباره به اتفاقات و موقعیت‌های قدیمی و تجسم دوباره‌ی ترس‌ها.

– زندگی کردن در گذشته یا آینده. این باعث می‌شود نتوانیم از زمان حال لذت ببریم. گذشته، گذشته است و‌ آینده محصول فکر و عمل امروزمان است. تنها زمانی که وجود دارد، اکنون است.

– مونولوگ درونی وسواسی که آرامشمان را بر هم زده و ذهنمان را مشغول نگه می‌دارد.


-هیچوقت در زمان حال نیستید. همیشه به چیزی دیگر فکر می‌کنید به جای اینکه روی کاری که آن لحظه انجام می‌دهید تمرکز کنید. اگر همیشه به چیزی دیگر فکر کنیم، هیچوقت از زمان حال لذت نخواهیم برد.

– تحلیل مداوم موقعیت‌ها، واکنش‌ها و رفتارهای خودمان و دیگران. تحلیل گذشته، آینده، چیزهایی که نیاز دریم یا می‌خواهیم، روزمان، دیروزمان و گذشته دورمان.

– تقریباً تمام فکر کردن‌ها و رویاپردازی‌های غیرارادی نوعی صدای ذهن هستند. این نوعی صدای پس‌زمینه است که در همه کارهایمان اخلال ایجاد می‌کند.


حتما بخوانید: معیارهای انتخاب همسر مناسب از دیدگاه اسلام​

تعریف عزت نفس در دین اسلام​

بیشتر وقت‌ها این صدا خسته‌کننده است و باعث می‌شود بازده کاری‌مان پایین آمده و تنبل شویم. این مکالمه مداوم درونی چون حواس ما را از اتفاق‌هایی که در زمان حال می‌افتد پرت می‌کند، باعث می‌شود موقعیت‌هایمان را هم از دست بدهیم.

ذهن ابزاری بسیار مفید است ولی باید تحت کنترل باشد. به نظرتان عالی نیست اگر می‌توانستیم طوری باشیم که هروقت خودمان خواستیم فکر کنیم، مثلاً وقتی می‌خواهیم مشکلی را حل کنیم یا برنامه‌ریزی کنیم و بعد می‌توانستیم ذهنمان را خاموش کنیم؟

خاموش کردن ذهن نوعی آرامش درونی می‌آورد. این همان چیزی است که همه سنت‌ها و آموزه‌های معنوی از دیرباز به دنبال آن بوده‌اند و برای کسانیکه به دنبال معنویات هستند و می‌خواهند زندگی‌شان را ارتقا دهند بسیار مفید است.


یک لحظه دست از خواندن بکشید و ببینید می‌توانید ذهنتان را خاموش کنید؟ دست از فکر کردن بکشید ، ببینید چه اتفاقی می‌افتد.

متوجه می‌شوید که دارید به متوقف کردن فکر کردنتان فکر می‌کنید و این یعنی هنوز دارید فکر می‌کنید. بعد از چند لحظه احتمالاً یادتان می‌رود که هدفتان کنترل افکارتان بوده و ذهنتان به فعالیت قطع‌نشدنی خود ادامه می‌دهد. این نشان می‌دهد که ذهن تا چه اندازه بی‌قرار است و هیچ قانونی نمی‌پذیرد.

گاهی‌اوقات در موارد نادر به لحظه‌ای آرامش درونی دست پیدا می‌کنید، بدون هیچ صدایی در ذهنتان. این به صورت غیرارادی اتفاق می‌افتد، وقتی توجهتان به یک فعالیت بسیار جذاب یا تماشای یک منظره بسیارزیبا معطوف می‌شود.

خاموش کردن ارادی ذهن، یعنی هر زمان که بخواهید، با کتاب خواندن به دست نمی‌آید. این توانایی به تدریج و با گذراندن تمرینات تمرکز و مدیتیشن ایجاد می‌شود.

ولی خیلی‌ها ممکن است بگویند که مدیتیشن انجام می‌دهند ولی نمی‌توانند ذهنشان را آرام کند. اگر قدرت تمرکز ضعیف باشد، ذهن خیلی ساده از فکری به فکر دیگر غوطه می‌خورد، پس چطور می‌توان مدیتیشن کرد؟ می‌نشینید که مدیتیشن کنید ولی اینکه اجازه بدهید ذهنتان هر جا که می‌خواهد برود و هر چیزی که می‌خواهد را تجسم کند مدیتیشن نیست.

به همین دلیل است که اول باید درجاتی از توانایی تمرکز را به دست آورید تا بتوانید مدیتیشن کردن را شروع کنید.

وقتی قدرت تمرکزتان قوی‌تر شد، می‌توانید بدون کلمات، تصاویر و افکار ذهنی مدیتیشن کنید. آنوقت آرامش درونی‌تان ابتدا در زمان مدیتیشن و بعد در کل زندگی موقع کار کردن، خواندن، حرف زدن و هر کار دیگری به تدریج بیشتر و عمیق‌تر می‌شود.

آنوقت صداهای ذهنی کمتر و کمتر شده و به تدریج قطع می‌شوند.

البته این وضعیت باعث نمی‌شود که نتوانید فکر کنید، برعکس، وقتی لازم باشد که فکر کنید، بسیار واضح و روشن فکر خواهید کرد. ذهنتان هوشیارتر، متمرکزتر و قوی‌تر خواهد شد. آنوقت می‌توانید هروقت خواستید ذهنتان را روشن یا خاموش کنید.

بیشتر افراد وقتی می‌خواهند به یک چیز خاص فکر کنند، حتی بعد از رسیدن به یک نتیجه یا پیدا کردن راه‌حل هم نمی‌توانند آن فکر را متوقف کنند. ذهنشان به فکر کردن درمورد آن موضوع خاص همچنان ادامه می‌دهد. مثل یک نوار خراب می‌ماند که یک آهنگ را مدام تکرار می‌کند. به همین دلیل خیلی مهم است که یاد بگیرید چطور فکرتان را متوقف کنید.

خاموش کردن صدای ذهن به معنی آرامش درونی است. این باعث می‌شود انرژی ذهنی زیادی را ذخیره کنید و دیگر زمانتان را برای فکر کردن به مسائل جزئی و پیش‌پاافتاده تلف نکنید.

 

برگقته از:دکترسلام

گروه تحقیقاتی کرامت

 

دانلود PDF‌مقاله:اسرار ذهن و تشخیص صدای ذهن ناخوداگاه مان

مطالب مرتبط

نظرات

خبرنامه سایت

با عضویت در سایت از مطالب ویژه ، آخرین اخبار ، دانلودهای رایگان و امکانات ویژه بهره مند شوید

به جمع کاربر ما بپیوندید