کسب و کار| ثروت |عشق|موفقیت|قرآن|اعتماد به نفس| روابط |زندگی|مدیریت|بورس|

تورم و گرانی در سال 97 ریشه در چه چیزی دارد؟

تورم و گرانی در سال 97 ریشه در چه چیزی دارد؟
چکیده این مطلب : انتشار : 1397/05/06 0 نظر

در این روزها که جو بازار متلاطم و ملتهب است کارشناسان اقتصادی بسیاری از لزوم حذف اقتصاد دستوری و رقم خوردن قیمتها در بازار آزاد سخن گفته اند و مضرات بی شماری برای اقتصاد دستوری برشمرده و به دولت متذکر شده و گفته اند از خر شیطان بیاید پایین و به حکمت مطلقه "آزموده را آزمودن خطاست! "ایمان بیاورد اما ای کاش این کارشناسان محترم کمی انصاف به خرج می داده و این راهم مد نظر قرار می دادند که "ترک عادت موجب مرض است! " و یک تنه به قاضی نمی رفتند.

تورم و گرانی در سال 97 ریشه در چه چیزی دارد؟

 


تورم چیست؟


از نظر علم اقتصاد اشاره به افزایش سطح عمومی تولید پول، در آمدهای پولی یا قیمت است. تورم عموماً به معنی افزایش غیرمتناسب سطح عمومی قیمت در نظر گرفته می‌شود. تورم، روند فزاینده و نامنظم افزایش قیمت‌ها در اقتصاد است. هر چند بر پایه نظریه‌های گوناگون، تعریف‌های متفاوتی از تورم ارائه می‌شود، اما، تمامی آن‌ها به روند فزآینده و نامنظم افزایش در قیمت‌ها اشاره دارند. مفهوم امروزی تورم، در سده نوزدهم میلادی رواج یافت. پیش از آن، مفهوم دیگری از تورم وجود داشت که جهت نشان دادن افزایش حجم اسکناس‌های غیرقابل تبدیل به طلا به کار برده می‌شد.

نرخ تورم برابر است با تغییر در یک شاخص قیمت که معمولاً شاخص قیمت مصرف‌کننده‌است.


تورم دلالت بر وضعیتی دارد که در آن تقاضای پولی برای محصول نسبت به تولید رشد می‌کند، وضعیتی که، در نبود کنترلی مؤثر، به صورت افزایش بهای یک واحد از کالای تولید شده آشکار می‌شود. تورم معمولاً با افزایش واقعی یا بالقوه سطح عمومی قیمت‌ها، یا به سخن دیگر، با کاهش قوه خرید واحد پولی همراه است.

در بعضی مواقع تورم زمانی به وجود می‌آید که سطح عمومی قیمت‌ها به میزانی که افزایش در بازدهی عوامل و فرایندهای اقتصادی ایجاب می‌کنند تنزل نیابد. تورم آن طور که معمولاً فهمیده می‌شود، رابطه‌ای با افزایش نامعمول قیمت‌ها دارد.
زمانی که اقتصاددانان درباره تورم صحبت می‌کنند، به رشد سطح عمومی قیمت‌ها اشاره دارند؛ تورم یعنی باید برای خرید کالاها و خدمات، پول بیشتری پرداخت شود.


پاره‌ای دیگر از تعاریف، تورم را سیر تراکمی افزایش قیمت‌ها و برگشت‌ناپذیری آن تعریف کرده‌اند. صاحب‌نظران دیگری همچون ریمون بار، ژان مارشال و گونار میردال تورم را افزایش زیاد و مداوم قیمت‌ها تعریف کرده‌اند. اگر رشد دستمزدها با رشد بهره‌وری در اقتصاد یکسان باشد، تورم به وجود نخواهد آمد.

تورم وگرانی درسال 97

 

علت تورم چه میتواند باشد؟


دیدگاه کینز دو دلیل عمده برای تورم ذکر می‌کند: 

 

  کاهش عرضه کل یا افزایش تقاضای کل و تورم

دیدگاه پول‌گرایان رشد عرضه پول مازاد بر رشد اقتصادی را عمده‌ترین دلیل تورم می‌داند. به عبارت دیگر، تورم، تناسب نداشتن حجم پول در گردش، با عرضه خدمات و کالاهاست. تقریباً تمام اقتصاددانان بر این نکته توافق دارند که تورم پایدار و درازمدت، ریشه‌ای جز عرضه پول و افزایش نقدینگی ندارد. هر چه میزان تورم بیش‌تر شود، قدرت خرید یک واحد پول کم‌تر می‌گردد.


 نبود تعادل میان درآمدها و هزینه‌های دولت

یکی از ریشه‌های تورم نبود تعادل میان درآمدها و هزینه‌های دولت است. به این ترتیب که وقتی هزینه‌های دولت از درآمدهای آن در بودجه سالانه بیش‌تر باشد، دولت با کسری بودجه مواجه می‌شود. اگر دولت برای حل مشکل کسری بودجه اقدام به استقراض از بانک مرکزی یا فروش درآمدهای ارزی (مثلاً حاصل از فروش نفت) به بانک مرکزی کند، پایه پولی و به دنبال آن نقدینگی کل در اقتصاد افزایش می‌یابد که این افزایش نقدینگی آثار تورمی به دنبال خواهد داشت.

نگاهی به شاخصهای رسمی اقتصاد نشان می‌دهد که طی دوره 1391–1384، بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی ایران 13٫6 برابر و بدهی بخش دولتی به بانک مرکزی 2٫6 برابر گردیده که این امر در اثر عدم توازن مالی دولت و عدم کفایت منابع خزانه رخ داده است. 
نتیجه چنین رویکردی 4٫4 برابر شدن پایه پولی و 5٫0 برابر شدن نقدینگی در کشور بوده که ضمن تغذیه تورم 40 درصدی و ایجاد بی‌ثباتی، باعث ایجاد رشد منفی
سرمایه‌گذاری شده‌است


  تأمین کسری بودجه از طریق استقراض دولت از بانک مرکزی

یکی دیگر از عوامل تورم را میتوان تأمین کسری بودجه از طریق استقراض دولت از بانک مرکزی و یا از طریق فروش درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت به بانک مرکزی باعث افزایش پایه پولی و نقدینگی می‌گردد و افزایش نقدینگی در افزایش سطح عمومی قیمت‌ها (تورم) ظاهر می‌شود.


عدم هماهنگی بخش های مختلف

عوامل ساختاری ناشی از عدم هماهنگی‌های بخشی، تنگناهای زیرساختی و چسبندگی عرضه در بخش‌های کلیدی مانند صنعت و کشاورزی که باعث کشش‌ناپذیری عرضه در این بخش‌ها گردیده است؛ به طوری که که در شرایط رشد سریع تقاضا، امکان افزایش متناسب وهم‌زمان عرضه وجود ندارد و منجر به تورم می‌شود.

 

تورم وگرانی


فرق تورم با گرانی چیست؟

یک کارشناس اقتصادی در یادداشتی به این پرسش پاسخ داده است که «تورم چه فرقی با گرانی دارد؟».

به گزارش ایسنا، هادی حق‌شناس در «جامعه پویا» نوشت: بانک مرکزی، نرخ تورم در 12 ماه منتهی به فروردین‌ 1395 را 11.2 درصد اعلام کرده اما سؤال این است که چرا گفته می‌شود مردم در زندگی روزمره کاهش نرخ تورم را احساس نمی‌کنند. برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید به تعریف تورم بپردازیم؛ در حقیقت تورم یعنی افزایش سطح عمومی قیمت کالا و خدمات در یک سال.

در اقتصاد برای محاسبه تورم، کل کالاها و انواع خدمات را به 12 گروه اصلی و 359 نوع کالا و خدمات تقسیم کرده‌اند که در 75 شهر منتخب ارزیابی می‌شوند و هریک براساس سهمی که در سبد مصرفی خانوار دارند، در تعیین نرخ تورم اثرگذار خواهند بود. در سبد مصرفی خانوارها، هم می‌تواند خوراک، پوشاک و دخانیات باشد و هم می‌تواند اقلامی مانند اجاره‌بها و هزینه سفر و مواردی از این دست که اثرگذاری هر یک در نرخ تورم به‌میزان وزن تخمین‌زده‌شده خواهد بود.

در شهریور سال 92 در اقتصاد ایران نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه به بیش از 45 درصد و نرخ تورم سالانه به بیش از 35 درصد رسید. مفهوم تورم 35 درصد سالانه این است که قیمت خدمات و کالاهایی که در سبد مصرفی خانوار وجود دارد نسبت به مدت مشابه سال گذشته 35 درصد افزایش داشته است. به همین قیاس مفهوم نرخ تورم حدود 11 درصد فعلی این است که میانگین قیمت اقلام موجود در سبد مصرفی خانوار، نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود 11 درصد افزایش یافته، نه اینکه کاهش پیدا کرده باشند.


سؤال این است که آیا قیمت عموم کالاها در چهار ماه ابتدایی سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل 35 درصد افزایش داشته‌؟ قطعا پاسخ منفی است یعنی کسی نمی‌پذیرد که در چهار ماه نخست سال 95 در مقایسه با سال 94 قیمت‌ها 35 درصد افزایش یافته باشد و نپذیرفتن این مسئله بیانگر آن است که نرخ تورم کاهشی بوده و حتی تورم نقطه‌به‌نقطه در خرداد سال جاری تک‌رقمی شده است.

نرخ تورم را می‌توان به خودرویی تشبیه کرد که در سال 92 با سرعت 35 کیلومتر در ساعت حرکت می‌کرده و اکنون با سرعت حدود 11 کیلومتر در ساعت حرکت می‌کند؛ در حقیقت این خودرو متوقف نشده، بلکه سرعت آن به‌شدت کاهش یافته است. درباره تورم نیز افزایش قیمت‌ها متوقف نشده‌اند، بلکه شیب افزایش عمومی آنها از 35 درصد به 11 درصد کاهش یافته و اکنون قیمت‌ها سالانه 11 درصد افزایش پیدا می‌کنند.

چند نمونه را می‌توان برای روشن‌ترشدن وضعیت نرخ تورم مثال زد، برای نمونه قیمت مسکن در دو سال گذشته بسیار پایین‌تر از نرخ تورم افزایش یافتهه و پیرو نرخ تورم نبوده است؛ اما از دیگر سو این احتمال هم وجود دارد قیمت برخی از کالاهای دیگر، مانند خوراک، بیش از نرخ تورم افزایش یافته باشد، البته باید توجه کرد اثرگذاری کل خدمات و کالاها نرخ تورم را تعیین می‌کند نه یک قلم خاص، گرچه مردم تغییر قیمت در آن‌دسته از کالا و خدماتی را که به‌صورت روزمره با آنها سر‌و‌کار دارند، بیشتر احساس می‌کنند.

مسئله درخور توجه دیگر این است که جدای از نرخ تورم، موضوعی به نام گرانی نیز وجود دارد که از نظر روانی تأثیر بیشتری بر مردم دارد؛ برای نمونه قیمت میوه، برنج، روغن یا مثل این‌روزها، قیمت شکر در مقاطعی به هر دلیلی افزایش ناگهانی پیدا می‌کند، مردم شاید این گرانی‌ها را به افزایش نرخ تورم نسبت دهند؛ اما این درست نیست، چرا‌که قیمت کالاهای دیگر در این زمان افزایش نیافته و چه بسا قیمت برخی از آنها کاهش نیز یافته باشد.

زمانی کاهش نرخ تورم از سوی مردم احساس خواهد شد که تولید داخلی افزایش پیدا کند، پول ملی تقویت شود و دریافتی مردم ارزش داشته باشد. این مسئله در کشوری مانند چین اتفاق افتاده، کشوری که 30 سال توانسته رشد اقتصادی دو رقمی داشته باشد، درحالی‌که اقتصاد ایران در دوره 10ساله 84 تا 94 میانگین رشد اقتصادی کمتر از چهار درصد و نرخ بی‌کاری دو رقمی را تجربه کرده است. در این شرایط نمی‌توانیم انتظار تقویت پول ملی و کاهش ارزش ارز را داشته باشیم.

از سال 92 تا امروز نرخ تورم به‌صورت مرتب کاهشی بوده؛ اما نه کاهشی که ناشی از رشد تولید داخلی باشد، بلکه بیشتر این کاهش به این دلیل بوده که دولت توانسته است انضباط مالی حاکم کند. از دیگر سو مسئله تأمل‌برانگیز این است که بخشی از نشانه‌ها و نتایج کاهش نرخ تورم نیز در آینده نمایان خواهند شد؛ همان‌گونه که نرخ سود بانکی از نرخ‌های بالای 20 درصد به حدود 18 درصد رسیده است و پیش‌بینی می‌شود به رقم‌های پایین‌تری نیز برسد، این مسئله هنگامی درخور تأمل است که با کاهش نرخ سود، تولید می‌تواند تقویت شود و کالاهایی با قیمت تمام‌شده کمتر به جامعه عرضه کند و در نتیجه شیب افزایش قیمت‌ها یا همان نرخ تورم کاهش بیشتر پیدا کند، به‌گونه‌ای که در روزمرگی مردم نیز احساس شود.

 

 

گرانی

علت تورم و گرانی های اخیر چیست؟
 

در این روزها که جو بازار متلاطم و ملتهب است کارشناسان اقتصادی بسیاری از لزوم حذف اقتصاد دستوری و رقم خوردن قیمتها در بازار آزاد سخن گفته اند و مضرات بی شماری برای اقتصاد دستوری برشمرده و به دولت متذکر شده و گفته اند از خر شیطان بیاید پایین و به حکمت مطلقه "آزموده را آزمودن خطاست! "ایمان بیاورد اما ای کاش این کارشناسان محترم کمی انصاف به خرج می داده و این راهم مد نظر قرار می دادند که "ترک عادت موجب مرض است! " و یک تنه به قاضی نمی رفتند.

اوج تلاشهای دولت های محترم در سالهای اخیر در طرحی موسوم به هدفمندسازی یارانه ها خلاصه می شد که خیلی ساده می توان این چنین تعریفش کرد:((حذف تدریجی یارانه ها و فروش اقلام مشمول دریافت یارانه به مصرف کننده داخلی و خارجی‌با قیمت آزاد به منظور تأمین منابع مالی بیشتر برای دولت.))



در همان فاز اول اجرای این طرح دو نشانه از شکست آن به رویت همگان رسید:


1)جهش قیمت دلار از 1100تومان از آذر1389به 3450تومان درمهر1391 که قیمت بنزین را از0/318دلار به کمتر از0/214 دلار رساند و زمینه قاچاق سوخت را که مبارزه با آن یکی از اهداف طرح بود فراهم تر کرد.

2) کسری 32هزارمیلیارد تومانی جهت پرداخت یارانه ها نسبت به درآمد دولت از محل هدفمندی یارانه ها.

اما بازهم این اتفاق منجر به تغییر رفتار دولت نشد و فاز دوم هدفمندی یارانه هایی به اجرا درآمد که فاز اولش موجب سقوط آزاد ارزش پول ملی شده٬ مردم را فقیر تر کرده و ناتوانی دولت در پرداخت سهم بخش تولید از محل درآمد هدفمندی یارانه ها واحدهای تولیدی را به ورطه تعطیلی و ورشکستگی کشانده که این نیز مجددا به بیکاری و فقر بیشتر دامن زده بود.

اینکه چرا تقریبا هیچ یک از اهداف این طرح محقق نشد را می توان در عدم برنامه ریزی صحیح و فراهم نکردن زیرساختهای لازم پیش از اجرای آن دانست فی المثل هدفمندی یارانه های برق و گاز به منظور کاهش مصرف آنها و افزایش ظرفیت صادراتی دولت برای کسب درآمد بیشتر مادامیکه بزرگترین هدردهنده آنها شبکه فرسوده توزیع آنهاست یا داشتن چشم امید به بهبود قدرت خرید مردم و حق انتخاب آنها و بالابردن سطح رقابت بین تجار و تولید کنندگان بدون تغییر نظام سنتی توزیع کالا و خدمات و‌تنها از رهگذر اصلاح قیمت ها امری غیرعقلانی و دربسیاری از  مواقع خنده دار بود.

دولت اکنون در تله ای به دام افتاده که به دست خود برپایش کرده از طرفی نمی تواند از شعار "به عقب بر نمی گردیم" عقب نشینی کند و از طرف دیگر همچنان به سبک و سیاق گذشته ناچار به پرداختی یارانه روی ارز و هدر دادن منابع ملی به منظور کنترل قیمت ها و تعدیل بازار است بازاری که دستگاه ناکارآمد تعزیراتی و نظارتی توان کنترل قیمت اجناسی را که با ارز یارانه ای وارد شده و با ارز آزاد به فروش می رسند ندارد چراکه هرجای این سد را که ترمیم می کنند آب از جای دیگری نشت کرده و امواج تورم افراد بیشتری را با خود می برد.

 

 
دانلود PDFمقاله:تورم و گرانی در سال 97 ریشه در چه چیزی دارد

مطالب مرتبط

نظرات

captcha Refresh

خبرنامه سایت

با عضویت در سایت از مطالب ویژه ، آخرین اخبار ، دانلودهای رایگان و امکانات ویژه بهره مند شوید

به جمع کاربر ما بپیوندید