کسب و کار| کسب ثروت | عشق | موفقیت | روابط عاطفی|‌ محصولات آموزشی | دوره‌ آنلاین | قانون جذب

اهرم رنج و لذت که می توانید به هدف و قدرت ذهن برسید

اهرم رنج و لذت که می توانید به هدف و قدرت ذهن برسید
چکیده این مطلب : انتشار : 1398/09/12 0 نظر

اهرم رنج و لذت که با نحوه استفاده از آن می توانید قدرت ذهن را افزایش و به اهدافتان نزدیکتر شوید

 

 

اصل اهرم رنج و لذت در هسته هر کاری که انجام می دهید و هر آنچه هستید نهفته است. اعتقادات ، ارزشها و قوانین روانشناختی شما براساس این اصل بنا شده است. تصمیمی که می گیرید ، اقداماتی که انجام می دهید و عادت هایی که به آنها القا می کنید ، همه مبتنی بر این اصل هستند. در حقیقت ، هر بخشی از روان شما به نوعی تحت تأثیر اصل درد-لذت قرار می گیرد. به همین دلیل شما امروز هستید که به دلیل نحوه تفسیر و عمل به تجربه درد و لذت در زندگی خود هستید. و همانطور که همه ما می دانیم عمل همیشه با یک تصمیم شروع می شود.

راز موفقیت ، یادگیری نحوه استفاده از درد و لذت است ، به جای اینکه از درد و لذت استفاده کنید. - آنتونی رابینز

قبل از هر تصمیمی که می گیرید ، شما به طور ناخودآگاه مجموعه ای از سؤالات زیر را مطرح می کنید:

این یعنی چی؟

آیا این منجر به درد یا لذت خواهد شد؟

در مورد آن چه کاری باید انجام دهم؟

تصمیمی که شما تصمیم گرفتید بستگی به نحوه تفسیر درد و لذت در زندگی شما دارد. و اینکه چگونه درد و لذت را تفسیر می کنید به تجربه گذشته درد و لذت بستگی دارد.


بررسی  گذشته شما
 

با گذشت سالها ، شما انواع مختلفی از تجربیات شخصی را تجربه کرده اید که زندگی شما را لمس کرده است. برخی از این تجربیات دردناک بوده و به تبع آن منجر به احساسات عصبانیت ، صدمه ، استرس ، اضطراب ، غرق شدن ، ناامیدی ، افسردگی و غیره شده است. کنجکاوی ، عشق ، قدردانی ، هیجان و غیره

تمام تجربیات احساسی که داشته اید نه خوب است و نه بد؛ آنها نه مضر هستند و نه کمک کننده. آنها همان چیزی هستند که در نتیجه نحوه تفسیر این تجربیات در آن زمان به دست آمده است. بنابراین تجربیات شما از درد و لذت چیزی فراتر از تفسیرهای شخصی مبتنی بر دیدگاههای شما در آن زمان نیست.

از آنجا که تجربیات شما مبتنی بر تعبیراتی است که شما ساخته اید ، بنابراین به راحتی می توان گفت که افراد مختلف تفسیرهای متفاوتی از همین تجربه دارند. به همین ترتیب ، آنچه را شما به عنوان یک تجربه دردناک تعبیر می کنید ، ممکن است شخص دیگری را به عنوان یک تجربه لذت بخش تعبیر کند. به عبارت دیگر ، ممکن است وضعیتی را تجربه کنید که احساس عصبانیت کند ، و این منجر به درد می شود. در عین حال ، فرد دیگری نیز همین تجربه را تجربه خواهد کرد ، با این حال ، به جای اینکه احساس عصبانیت کنند ، تصمیم می گیرند کنجکاوی کنند. با این حال ، هر دوی شما تجربه مشابهی داشتید ، با این حال ، تفسیرهایتان از آن تجربه متفاوت است و بنابراین ، شما یک احساسات بسیار متفاوت را تجربه می کنید.

اینکه شما - یا هر شخص دیگری - هر تجربه را چگونه تفسیر کنید ، بر اساس قسمتهای اساسی روان شما است. این بخش ها شامل اعتقادات شما ، ارزش ها ، خودپنداره ، قوانین روانشناختی ، برنامه های فراشناختی ، نیازهای انسانی و غیره است. تمام این بخش های روان شما در طول زندگی به دلیل تجربیات / ارجاعاتی که در طول زمان جمع آوری کرده اید شکل گرفته است.

حتما بخوانید: احساس خوب داشتن که می توانید به شادی و لذت برسید

 

مراجع شما جمع آوری شده از طریق حواس پنجگانه شما صورت می گیرد. بنابراین شما دنیای خود را با استفاده از پنج اندام حسی دید ، صدا ، لمس ، طعم و بو تعبیر کرده اید. این اندام های حسی پنجره هایی به دنیای اطراف شما هستند. آنها به شما اجازه می دهند هم لذت ها و هم دردهایی را که زندگی برای شما دارد تجربه کنید.

با گذشت سالها ، یاد گرفته اید که از طریق تجربیاتی که داشته اید ، چیزهایی را به روش خاصی از طریق پنج اندام حسی خود تفسیر کنید. به عنوان مثال شما آموخته اید که چه چیزی کار می کند و چه چیزی مؤثر نیست. چه چیزی صدمه می زند و چه چیزی صدمه نمی بیند. چه چیز بد و چه خوب است؛ چه چیزی درست است و چه اشکالی در روند آزمایش و خطا وجود دارد. با این حال ، شما این چیزها را فقط با تجربه شخصی خود یاد نمی گیرید ، بلکه با تجربه دیگران - از طریق مشاهده سایر افراد و دنیای اطراف خود نیز یاد می گیرید. این خصوصاً در مورد کودکانی که به دنبال راهنمایی و هدایت دیگران هستند ، اهمیت دارد. به ویژه در این مواقع ، اعتقادات ، عادات و دیدگاه های خاص به صورت سنگ تمام گذاشته شده و همچنان به هر تصمیمی که برای بقیه زندگی ات می گیرید ، تأثیر می گذارد.

تمام این تجربیات شما در قالب منابع ارجاع شده است. هنگامی که منابع مشابه در مورد چیزهای خاصی جمع آوری می شود ، یعنی وقتی نظرات شروع می شود. سپس هرچه تعداد مطالب بیشتر و بیشتر در مورد زمان جمع می شوند ، یعنی وقتی اعتقادات شکل می گیرد. و با شروع اعتقادات شکل ، آنها شروع به هدایت هر تصمیمی می گیرند و عملی می گیرید. علاوه بر این ، این اعتقادات بر ارزش های شما ، خودپنداره ، متا برنامه ها ، قوانین روانشناختی و سایر بخش های روان شما تأثیر می گذارد. به همین ترتیب ، تمام این "بخش ها" اعتقادات شما را شکل می دهند. بنابراین روان شما یک خط مستقیم نیست ، بلکه یک دایره است یا به عبارت دیگر: همه این قسمتها بخشی از چرخه ای هستند که یک قسمت بر تمام قسمت های دیگر بطور مداوم در طول زندگی شما تأثیر می گذارد.

این اشاراتی که شما جمع آوری می کنید در قالب تجربه های درد و لذت است. برخی از آنها از دنیای واقعی گرفته می شوند ، در حالی که برخی دیگر در تخیل شما ایجاد می شوند. واقعاً فرقی نمی کند که از کجا گرفته شده اند. همه چیز مهم این است که مرجع ساخته شده است و به ترکیبی از مراجع دیگر شما درمورد موارد مرتبط جمع آوری شده است.

البته برخی از منابع شما لذت بخش خواهد بود و احساساتی مثبت و توانمند به شما منتقل می کند که باعث می شود احساس خوبی داشته باشید ، در حالی که سایر مراجعات دردناک خواهند بود و احساسات منفی را برانگیخته می کنند که کاملاً احساس افتضاح می کنند. در نتیجه این تجربیات عاطفی ، متعاقباً بیشتر می دانید که چه چیزی باعث درد شما می شود و چه چیزی شما را خوشحال می کند. و اینها عواملی هستند که در هر تصمیمی که در طول روز می گیرید تأثیر می گذارد.


تأثیرگذاری بر هر تصمیمی که می گیرید


این طبیعت انسانی است که به سمت لذت حرکت کند و به دنبال جلوگیری از درد باشد. به عبارت دیگر ، بیشتر تصمیمات خود را بر اساس دستیابی به لذت خواهید گرفت و در عین حال سعی در جلوگیری از درد دارید. این در بعضی مواقع به خوبی کار می کند ، اما در بعضی اوقات ، در واقع بر خلاف اهداف و اهدافی که می خواهید به آنها برسید عمل خواهد کرد. اما درمورد این موضوع به زودی بیایید ابتدا به فرایند تصمیم گیری نگاه کنیم.

هر تصمیمی که می گیرید منجر به یک یا بیشتر از پیامدهای زیر خواهد شد:

درد کوتاه مدت.
لذت کوتاه مدت
درد طولانی مدت.
لذت طولانی مدت.
علاوه بر این ، درجات متفاوتی از شدت درد و لذت وجود خواهد داشت که از پایین تا زیاد است. هرچه شدت درد یا لذت بیشتر باشد ، تأثیر بیشتری در تصمیم گیری شما می گذارد. از طرف دیگر ، هرچه شدت درد و لذت کمتر باشد ، کمتر از تأثیر آن بر روند تصمیم گیری شما تاثیر می گذارد.

 

رنج و لذت

حتما بخوانید : چگونه از زندگی خود لذت ببریم و شاد باشیم؟

برای مثال ممکن است هدفی داشته باشید که دوست دارید به آن برسید. با این حال ، برای رسیدن به این هدف ، شما باید کاری انجام دهید که احساس ناراحتی کند - کاری که منجر به تجربه درد می شود. شما برای لحظه ای در مورد تصمیم فکر می کنید و عواقب ناشی از اقدام و عدم اقدام را نیز وزن می کنید. از یک طرف ، شما این هدف خارق العاده را دارید که لذت بسیار زیادی را برای شما به ارمغان می آورد. با این وجود ، برای تجربه این لذت باید به این هدف برسید و رسیدن به این هدف نیاز به انجام کارهایی دارد که درد زیادی را برای شما به ارمغان می آورد. بنابراین ، شما یک معضل بر روی دستان خود دارید. شما می خواهید لذت رسیدن به این هدف را در زندگی خود تجربه کنید ، اما نمی خواهید درد رسیدن به این هدف را تحمل کنید. چه کار میکنی؟

در این مثال خاص بیایید بگوییم که شما تصمیم دارید فعلاً هدف خود را کنار بگذارید. شما این تصمیم را بر اساس شدت دردی که احتمالاً هنگام پیگیری این هدف تجربه می کنید ، می کنید. شما برای رسیدن به هدف خود به سادگی حاضر نیستید که این درد را پشت سر بگذارید. بنابراین ، درد انجام یک کار خاص که برای رسیدن به این هدف لازم است ، بسیار فراتر از لذتی است که شما با دستیابی به هدف خود تجربه خواهید کرد. در نتیجه ، شما در دام تعویق قرار می گیرید و این کار را برای یک روز دیگر کنار می گذارید. به عبارت دیگر ، تجربه درد کوتاه مدت (انجام کار) یک عامل بسیار مؤثرتر در این تصمیم از دستیابی به لذت طولانی مدت (رسیدن به هدف شما) بود.

در همین سناریو نیز این احتمال وجود دارد که شما ممکن است در دام رضایت فوری قرار بگیرید. اینجاست که لذت کوتاه مدت تأثیر بیشتری بر روند تصمیم گیری شما دارد تا لذت طولانی مدت یا درد کوتاه مدت. در چنین مواردی ، برای جلوگیری از درد کوتاه مدت ، تصمیم می گیرید در کوتاه مدت به چیزی لذت بخش بپردازید. از طرف دیگر ، شما ممکن است لذت کوتاه مدت را انتخاب کنید ، زیرا تجربه لذت طولانی مدت فقط به اندازه کافی انگیزه نمی دهد تا روی فرآیند تصمیم گیری شما تأثیر بگذارد.

به عنوان مثال ، ممکن است شما در یک برنامه رژیم غذایی 30 روزه قرار بگیرید. با این حال ، پس از روز 10 شما فقط نمی توانید مقاومت در برابر وسوسه های پنهان در انبار خود ، و شما تصمیم می گیرید خود را با فریب دادن یک بسته از تراشه افراط کنید. در این سناریو ، شما لذت کوتاه مدت را انتخاب کردید زیرا درد گذر از 20 روز دیگر از این رژیم فقط غیرقابل تحمل بود.

به یاد داشته باشید که این تصمیماتی که می گیرید چیزی بیش از پاسخهای مشروط است که در طول زندگی شما آموخته اید و اکنون عمیقاً در روان شما گنجانیده شده اند - تجلی در شکل اعتقادات ، ارزش ها ، قوانین روانی و غیره از این موارد است. بخش هایی از شما که بر انتخاب روزانه و تصمیماتی که می گیرید تأثیر می گذارد ، با این وجود این بخش ها تحت تأثیر نحوه تفسیر و پاسخ به درد و لذت در زندگی شما در روان شما قرار گرفته است.

با این حال تصمیمات شما آنقدرها که به نظر می رسد ساده نیست. این فقط به لذت یا درد کوتاه مدت و طولانی مدت مربوط نمی شود. این بیشتر در مورد درجه های این درد و لذت و چگونگی این امر در تصمیم گیری شما است.

بیایید یک مثال بزنیم.

به عنوان مثال ، شما می خواهید به یک هدف کاهش وزن مطلوب برسید. رسیدن به این هدف ، لذت دراز مدت شما را به ارمغان می آورد ، زیرا بهتر به نظر خواهید رسید ، احساس بهتری خواهید داشت و انرژی بیشتری خواهید داشت. با این وجود ، رسیدن به این مرحله در طول سفر خود برای کاهش وزن آسان نخواهد بود و باید درد های کوتاه مدت زیادی را پشت سر بگذارید. اما اگر لذت طولانی مدت انگیزه کافی را برای شما فراهم کند ، احتمالاً آن لحظات دشوار درد کوتاه مدت را تحمل خواهید کرد. اما سفر شما هرگز صاف نیست و وسوسه های کوتاه مدت به شکل شیرینی و شکلات به طور مداوم پدیدار می شوند. این وسوسه ها لذت کوتاه مدت شما را به ارمغان می آورد ، و در نتیجه ، اکنون شما یک معضل دارید. این دیگر در مورد درد کوتاه مدت در مقابل لذت طولانی مدت نیست. این بیشتر در مورد درد کوتاه مدت در مقابل لذت طولانی مدت در مقابل لذت کوتاه مدت است. حالا بازی تغییر کرده است ،

در چنین سناریویی ، تسلیم شدن در برابر لذت کوتاه مدت (وسوسه ها) به این معنی است که می توانید دردهای طولانی مدت را تجربه کنید زیرا به هدف کاهش وزن خود نخواهید رسید. برای اینکه از لذت کوتاه مدت خودداری کنید ، برای رسیدن به هدف درازمدت رسیدن به هدف کاهش وزن خود ، باید دردهای کوتاه مدت را طی کنید. این بدان معناست که شما باید در پشت لذت طولانی مدت (هدف خود) انگیزه کافی داشته باشید تا به شما در جلوگیری از لذت کوتاه مدت (وسوسه ها) کمک کند. شما همچنین به این انگیزه کافی نیاز دارید تا بتوانید دردهای کوتاه مدت خود را طی کنید و در طی مسیر خود به سمت آن هدف بروید.


پیدا کردن انگیزه شما
 

این که آیا شما آگاهانه از آن آگاه هستید یا نه ، تصمیم می گیرید هر روز و حتی بدون تحقق آن ، این تصمیمات دردناک را انجام دهید. آنها بخشی از شما هستند ، آنها بخشی از زندگی شما هستند و بخشی از روند تصمیم گیری شما هستند.

اصل درد-لذت ، پایه های انگیزه شما را ایجاد می کند . درک این اصل بدان معنی است که می توانید با تلاش در جهت دستیابی به اهداف و اهداف خود ، سطح انگیزه های خود را مطابق میل خود تنظیم کنید.

وقتی می توان سطح اوج انگیزه را پیدا کرد ، همه به این نتیجه می رسد که چه میزان درد و لذت شما را در رسیدن به هدف و عدم دستیابی به هدف خود به شما ارتباط می دهد. بنابراین اگر به دنبال انگیزه بالایی هستید ، باید به همان اندازه لذت کوتاه مدت و طولانی مدت برای رسیدن به هدف خود و به همان اندازه درد کوتاه مدت و طولانی مدت در جهت نیل به هدف خود در ارتباط باشید. مطمئناً شما باید در طی سفر خود به سمت آن هدف دوره هایی از درد کوتاه مدت را طی کنید ، با این حال ، این درد کوتاه مدت نباید شما را از مسافرت باز داشته باشد در صورت وجود لذت طولانی مدت کافی در رسیدن به هدف شما ، و به اندازه کافی درد طولانی مدت همراه با عدم دستیابی به هدف شماست. و این دقیقاً روندی است که ما در بخش بعدی از فرآیند ایجاد درد-لذت لذت خواهیم برد.


اصل درد و لذت در عمل


اکنون که درک کاملی از چگونگی تأثیر درد و لذت در هر تصمیمی که اتخاذ می کنید و عملی را اتخاذ می کنید ، زمان آن رسیده است که از طریق یک فرآیند هشت مرحله ای حرکت کنید که به شما امکان می دهد از این اصل درد لذت لذت ببرید تا به شما در تغییر موفقیت عادت های غیر مفید کمک کند. ، رفتارها و احساسات علاوه بر این ، شما می توانید از این فرایند برای کمک به رشد انگیزه لازم برای رسیدن به اهداف و اهداف خود استفاده کنید.

در حالی که در طی این فرآیند کار می کنید ، به خاطر داشته باشید که کنترل زندگی خود را کنترل می کنید. شما این توانایی را دارید که به هر تصمیمی که می دهید وزن درد و لذت را اختصاص دهید. این با موفقیت به شما امکان می دهد مقیاس ها را در یک جهت یا جهت دیگری قرار دهید که از اهدافی که می خواهید به آنها برسید یا تغییراتی که می خواهید در زندگی خود داشته باشید پشتیبانی می کند.


مرحله 1: خود را آماده کنید


همانطور که در طی این فرآیند کار می کنید ، مهم است که یک هدف را در ذهن داشته باشید. این چیزی است که شما می خواهید در آینده آن را انجام دهید. این "هویج روی چوب" است که شما با استفاده از این فرآیند می توانید مسیری محکم را در پیش بگیرید. از خودت بپرس:

من به چه هدفی می خواهم برسم؟

اکنون در نظر بگیرید که چه چیزی مانع از رسیدن به این هدف است. اینها مواردی هستند که در راه شما ایستاده اند و مانع از پیشرفت شما می شوند. به عنوان مثال ، ممکن است مجموعه ای از رفتارهای محدودکننده ، عواطف ، سؤالات ، باورها ، عادات ، افکار غیر مفید و غیره را داشته باشید. اینها الگوهای درونی شما برای خرابکاری است که در حال حاضر شما را عقب نگه می دارد. با پرسیدن از خودتان در مورد این موارد خوب فکر کنید:

چه محدود کننده ای از رفتارها و عادات ممکن است مرا عقب بیندازد؟

چه افکار ، سؤالها ، احساسات و باورهای ناشایست با این رفتارها گره خورده است؟

چگونه این افکار ، سوالات ، احساسات و عقاید من را از رسیدن به هدفم بازمی دارد؟

چه الگوهای مشهود است؟

آنچه در اینجا سعی در انجام آن دارید ، شناسایی الگویهایی است که به شما کمک می کند رفتارهای محدودکننده خود را بهتر بشناسید. هرچه این الگوهای را بهتر درک کنید ، کار با این رفتارهای محدودکننده و عادات ذهنی با موفقیت در حین انجام مراحل باقی مانده این فرآیند آسانتر خواهد بود.

حتما بخوانید: با این قوانین زندگی فوق العاده ای بسازید و از آن لذت ببرید

 

با مشخص کردن مواردی که شما را عقب نگه می دارد ، اکنون وقت بگذارید تا منشا این رفتار را مشخص کنید. این کار را با طرح سوال زیر از خودتان انجام دهید:

چه زمانی این رفتار در زندگی من سرچشمه گرفت؟

علت خاص چه بود؟ چگونه این وارد زندگی من شد؟

این رفتار برای من چه معنایی دارد؟

چرا اجازه می دهم این رفتار ادامه یابد؟

سوال اساسی اینجاست که چرا شما اجازه می دهید این رفتار ادامه یابد؟ و پاسخ به این سؤال به احتمال زیاد این خواهد بود: شما به سادگی دلایل کافی برای ایجاد تغییر ندارید. به عبارت دیگر ، شما برای از بین بردن این رفتار از زندگی خود الهام (لذت) یا ناامیدی (درد) ندارید.

برای ایجاد تغییرات مطلوب در این رفتار ، باید "الهام" لازم برای تغییر یا "ناامیدی" لازم برای تغییر پیدا کنید.

وقتی "الهام گرفته اید" تصمیم می گیرید بر اساس اصل لذت تصمیم گیری می کنید. این "الهام" می تواند از درون به شکل شور و احساس هدف به وجود آید ، یا می تواند هنگامی که شما به عنوان مثال الهام گرفته اید برای انجام کاری بخاطر احترامی که در صورت موفقیت انجام می دهید ، از طرف منابع خارجی حاصل شود. تغییر دادن.

وقتی کارهایی را از "ناامیدی" انجام می دهید ، در آن لحظه تصمیم می گیرید که براساس اصل درد تصمیم گیری کنید. این "ناامیدی" می تواند از وقتی به وجود بیاید که احساس کردید که خود را ملزم به ایجاد تغییر کنید ، یا می تواند از منابع خارجی حاصل شود که به عنوان مثال در نتیجه انگیزه عواقب نوعی ترس هستید که اگر شما اتفاق نیفتد این تغییر را ایجاد کنید

هر دو نیروی "الهام" و "ناامیدی" لازم است تا به شما در ایجاد تغییرات لازم در رفتار خود کمک کنند. این نیروها به این دلیل کار می کنند که اگر به درستی متعادل شوند ، به شما کمک می کنند احساس اضطراری را ایجاد کنید ، باید در جهت دستیابی به اهداف مورد نظر خود ، اقدامات مثبتی انجام دهید.

درد و لذت منشأ اصلی رفتار


مرحله 2: درد را بیشتر کنید
 

مرحله اول یک مرحله آماده سازی بود. مرحله دوم جایی است که همه سرگرمی ها شروع می شود. در اینجاست که شما شروع به تحریک برخی از احساسات دردناک می کنید که امیدوارم احساس ناامیدی ایجاد کنید که به شما امکان می دهد اهداف خود را با کمی فوریت تر دنبال کنید.

در این مرحله ، مجموعه ای از سؤالات را از خود خواهید پرسید که ممکن است فکر کردن در مورد آنها بسیار دردناک باشد. و اشکالی ندارد در این حالت ، درد عاطفی چیز خوبی است و اهرم لازم را برای شروع تغییرات مثبت در زندگی به شما ارائه می دهد.

روند سؤال از شما طی می شود دارای سه مرحله مشخص است. مجموعه اول سؤالات به لحظه حاضر متمرکز خواهد شد. مجموعه دوم سؤالات گذشته را بررسی خواهد کرد. و مجموعه سوم سؤالات سعی در پیش بینی آینده در طی یک دوره 5 ، 10 و 20 ساله خواهد داشت.

وقتی هر یک از این سؤالات را پشت سر می گذارید ، مکث کنید و به جواب های خود فکر کنید. از تخیل خود برای تأمل در هر یک از پاسخ های خود استفاده کنید ، در حالی که خود را کاملاً در تجربه خود با استفاده از هر پنج حواس خود غوطه ور می کنید. در حقیقت ، هرچه خودتان را از لحاظ عاطفی غوطه ور تر کنید ، این روند برای شما بهتر خواهد بود و فوریت بیشتری نیز خواهید داشت تا بتوانید ایجاد کنید تا به شما در ایجاد تغییرات لازم در زندگی خود کمک کند.

اکنون زمان آن رسیده است که به این روند سؤال بپردازیم. وقتی از طریق این سؤالات کار می کنید ، مواردی را که قبلاً مشخص کرده اید و شما را از رسیدن به هدف خود باز می دارد ، بخاطر داشته باشید. این رفتارها ، عادات ، عواطف ، اعتقادات و غیره غیر قابل تأمل است که دوست دارید تغییر دهید. برای هدف از این روند سؤال ، ما به این موارد به عنوان "رفتار" اشاره خواهیم کرد. با این حال ، در حالی که خود این سؤالات را می پرسید ، احساس راحتی کنید تا آنها را به موقعیت شما اختصاص دهند.

در مورد زندگی و شرایط فعلی خود فکر کنید و از مجموعه زیر سؤالات خود را بپرسید:

این رفتار از نظر جسمی برای من چه هزینه ای دارد؟ از نظر عاطفی؟ ذهنی؟ مالی؟ از نظر معنوی؟

این رفتار وقتی برای من در آینده شغلی ایجاد می کند ، برای من هزینه دارد؟

این رفتار وقتی به من مربوط می شود به روابط من با دیگران می پردازد چه هزینه ای دارد؟

این رفتار از نظر اهدافی که من می خواهم به آن دست یابم چه هزینه ای دارد؟

به دلیل تحقیر این رفتار ، چه چیزی را از دست داده ام؟

این رفتار چگونه روی افراد دیگر تأثیر می گذارد؟

این رفتار چگونه می تواند وقت خود را بگذراند؟

این رفتار چگونه تأثیر می گذارد که چگونه با خودم صحبت می کنم و چگونه با دیگران صحبت می کنم؟ چگونه این بد است؟

در حالی که با این رفتار مقصر هستم ، چگونه تمایل دارم از فیزیولوژی خود استفاده کنم؟ چرا این بد است؟

چگونه این رفتار به وضوح در حال حاضر برای من مؤثر نیست؟

اکنون ، خود را به گذشته برگردانید و مجموعه سؤالات زیر را از خود بپرسید:

این رفتار در گذشته برای من چه هزینه ای داشته است؟

چگونه از نظر جسمی ، عاطفی ، روحی ، مالی و معنوی برایم هزینه کرده است؟

از نظر انتخاب شغلی و در روابط من با دیگران چه هزینه هایی برای من داشته است؟

چگونه من این فرصت را برای دستیابی به اهداف و اهداف خود محروم کرده است؟

چه فرصتهایی من را انکار کرده است؟ چه تعداد از این فرصت ها را هرگز نمی توانم برگردم؟

این رفتار چگونه افراد دیگر را تحت تأثیر قرار داده است؟ چگونه آنها را احساس می کند؟

این رفتار چه تأثیری بر نحوه گذراندن وقتم داشته است؟

این رفتار چه تأثیری بر روی ذهن من داشته است؟

من در نتیجه این رفتار پشیمان هستم؟

چگونه این رفتار بارها و بارها مرا خراب کرده است؟ این چه احساسی به من داد؟

چگونه این رفتار به وضوح در گذشته برای من مؤثر نبوده است؟

اکنون ، خود را به مدت پنج سال به آینده برسانید و از خود بپرسید:

چه اتفاقی برای ادامه رفتارهای خود در مدت 5 سال به من می دهد؟

چگونه از نظر جسمی ، عاطفی ، روحی ، مالی و معنوی برای من هزینه خواهد داشت؟

از نظر فرصت های شغلی من چطور هزینه خواهد کرد؟

از نظر روابط من چطور هزینه خواهد کرد؟

چگونه می تواند من را از رسیدن به اهداف و اهداف مورد نظر خود باز دارد؟

اگر من به این رفتار ادامه دهم ، در طی پنج سال آینده چه دلخواهی از دست خواهم داد؟

چگونه این رفتار همچنان بر روی افراد منفی تأثیر می گذارد؟

این رفتار چه تأثیری در نحوه گذراندن وقتم در پنج سال آینده زندگی من خواهد داشت؟

این رفتار چقدر با ارزش می تواند به طور بالقوه هدر دهد؟

این رفتار چه تأثیری در ذهن من در طی پنج سال آینده خواهد داشت؟ چرا این بد است؟

اگر من به این رفتار ادامه دهم ، در طی پنج سال آینده چه پشیمانی خواهم داشت؟

چگونه به طور واضح این رفتار در طی پنج سال آینده زندگی من نخواهد بود؟

سرانجام ، همان مجموعه سؤالات را از خود بپرسید ، اما بازه زمانی را از پنج سال به ده سال و سپس به بیست سال و فراتر از آن تغییر دهید. کاملاً خود را در عواقب تحقیر این رفتار در یک بازه زمانی طولانی مدت غوطه ور کنید. با استفاده از آگاهی کامل حسی ، زندگی خود را پیش بینی کنید و هر جا ممکن باشد تجربه خود را احساسی کنید. به یاد داشته باشید که هرچه درد بیشتری ایجاد کنید ، هر تصمیمی که می گیرید و اقدامی که می کنید ، ناامیدتر خواهید شد. و هرچه ناامید تر شوید ، فوریت بیشتری ایجاد خواهید کرد تا تغییرات مثبتی در زندگی خود ایجاد کنید.

حتما بخوانید : موفقیت در زندگی که با آن می توانیم به ثروت و پول برسیم

تبریک می گویم ، اکنون یک طرف معادله را تمام کرده اید. اکنون باید بتوانید از وضعیت ناامیدی کار کنید. با این حال ، یک حالت ناامیدی می تواند خیلی سریع خسته شود. بنابراین شما باید طرف مقابل معادله را نیز تکمیل کنید که به شما در کار کردن از حالت الهام کمک می کند. اما در مورد پنجم این مرحله بیشتر بدانید.


مرحله 3: الگوی نامناسب خود را بشکنید


این مهم است که اکنون ابزاری برای قطع رفتارهای ناخواسته خود ایجاد کنید . معنای اصلی این است که شما کاری را انجام می دهید که به شما در شکستن الگوی این رفتار کمک می کند.

این "الگوی قطع" می تواند در قالب یک سؤال ، یک فکر خاص ، عملی که شما انجام می دهید یا حتی رفتار دیگری که شما را با موفقیت از ذهن ناخوشایند شما خارج می کند ، بیاید و به حالت قدرتمندتر و گیرنده تری از شما بیفتد. ذهنی که در را برای یک رفتار جدید و مفید تر که با اهداف و اهدافی که می خواهید به آنها برسید باز می کند باز می کند.

این "الگوی قطع" می تواند به شکل مجموعه خاصی از کلماتی باشد که شما با خود می گویید مانند "این کار را متوقف کنید ، همین حالا!" این می تواند به صورت یک "عمل" ضرب و شتم قفسه سینه با مشت و یا به راحتی چرخاندن در یک دایره برای چند ثانیه باشد. همچنین می تواند به آسانی خواندن چیزی برای خودتان یا خواندن نقل قول باشد که به شما کمک می کند تا بر روی مهمترین چیز متمرکز شوید. سرانجام ، می تواند به صورت سؤالی پیش بیاید که شما را از حالت فعلی خود دور کند. واقعاً مهم نیست که چیست. هدف این است که الگوی شما را می شکند و فوراً رفتاری را که به شما القا می کند قطع می کند.

پس از ایجاد "الگوی وقفه" خود ، آزمایش و آزمایش کردید ، آماده حرکت به مرحله بعدی این فرآیند هستید.

درد و لذت اصول ایجاد اهرم


مرحله 4: یک رفتار توانمندسازی جدید را انتخاب کنید
 

اکنون زمان آن رسیده است که یک رفتار جدید ، مفیدتر و تواناتر را انتخاب کنید که مطابق با اهداف و اهدافی باشد که دوست دارید به آن برسید. این رفتار جدید جایگزین رفتارهای ناخوشایند قدیمی شما خواهد شد. با این حال ، دو مورد وجود دارد که باید آنها را در نظر بگیرید.

اولا ، رفتار قدیمی شما قصد مثبتی دارد. این بخشی از زندگی شما باقی مانده است زیرا به نوعی از شما محافظت می کند. البته این قصد مثبت ممکن است اشتباه باشد و براساس برخی فرضیات تایید نشده شما ساخته شده باشد. با این حال ، مطمئناً قصد وجود دارد ، و بنابراین رفتار شما فقط بهترین منافع شما را در ذهن داشته است. بنابراین چیزی نیست که سعی کند علیه شما کار کند. این چیزی است که سعی در کار کردن به نفع شما به روشی اشتباه دارد. به همین ترتیب ، مهم است که هرگونه فرضیاتی را که ممکن است در وهله اول و بیشتر مطرح کنید ، پاک کنید. از خودت بپرس:

چه رفتار مثبتی برای من دارد؟

آیا این قصد مثبت به من کمک می کند یا در این لحظه مرا آزار می دهد؟

آیا احتمالاً فرضیات خاصی را ایجاد می کنم که باعث سردرگمی می شود و منجر به این رفتار می شود؟

چه فرضیاتی را می توانم ایجاد کنم؟

چه حقایق مشخص این فرضیات را تأیید می کنند؟

این فرضیات چگونه نادرست یا نادرست است؟

این فرضیات چگونه به من آسیب می رسانند؟

چه فرضیات مفید دیگری را می توانم بالقوه ایجاد کنم که با اهداف و اهداف من مطابقت بیشتری داشته باشد؟

اگر معتقدم که این فرضیات صحیح هستند ، رفتار من تغییر خواهد کرد؟

چگونه این می تواند دیدگاه من را در مورد رفتار من ، اهداف من ، و شرایط من تغییر دهد؟

به هر حال این امکان وجود دارد که با فرضیه های شما تغییر کند ، رفتار شما نیز تغییر می کند ، و به این ترتیب در ذهن شما روشن می شود که چگونه باید کارها را به صورت متفاوتی انجام دهید.

ثانیاً ، رفتار قدیمی شما ارزش و فایده ای به شما می داد. به عبارت دیگر ، شما با تحقیر این رفتار ، چیزی به دست آورده اید. شما باید این مزایا را شناسایی کرده و اطمینان حاصل کنید که رفتار جدید شما در عوض مزایای مشابهی را به شما ارائه می دهد. انجام این کار باعث می شود شرط بندی رفتار جدید در روان تان آسان تر شود - به ویژه در صورتی که اعتقادات عمده متضادی دارید که ممکن است مانع از موفقیت آمیز این تغییر شود. از خودت بپرس:

من از رفتار ناشایست من چه ارزشی کسب کرده ام؟

چه فایده ای در نتیجه تحمل رفتار ناشایست من داشته است؟

با روشن شدن اهداف و مزایایی که رفتار ناشایستانه از آن برای شما فراهم آورده است ، اکنون زمان آن رسیده است که رفتاری جدید را انتخاب کنید که به آن تحمیل کنید که مطابق با اهداف و اهدافی باشد که می خواهید به آن برسید. برای کمک به شما در این فرآیند ، ارائه سناریوهای "چه می شود اگر" مفید باشد:

چه می شود اگر من در حال حاضر به هدف خود رسیده ام ...؟

چگونه می توانم درباره خودم ، دیگران و شرایط فکر کنم؟

چگونه می توانم با خودم ، دیگران و شرایطی صحبت کنم؟

چه اعتقادی در مورد خودم ، دیگران و شرایط دارم؟

چه تصمیمی می گیرم؟

چه اقداماتی را انجام خواهم داد؟

چگونه رفتار کنم؟

چگونه خودم را تعریف کنم؟

چگونه می توانم این رفتار جدید را که این هدف را ممکن ساخته است تعریف کنم؟

رفتار جدید من است ...

پاسخ به این سؤالات به شما کمک می کند تا "دستورالعمل" برای رفتار مفید جدید خود را ارائه دهید.

پس از تعریف رفتار جدید خود ، اکنون وقت بگذارید تا در نظر بگیرید که چگونه این رفتار جدید می تواند از مزایای رفتار قدیمی شما بهره ببرد. از خودت بپرس:

چگونه می توان منافع حاصل از رفتار قدیمی ام را به رفتار جدید من منتقل کرد؟

به ویژه چه چیزی باید تغییر کند؟

چگونه می توانم در مورد ایجاد این تغییرات گام بردارم؟

این رفتار مفید جدید ، اهرم لازم را برای ایجاد فرآیند تغییر کار با آن ایجاد می کند. شما دیگر بر تلاش برای غلبه بر رفتارهای ناخوشایند قدیمی خود متمرکز هستید. در عوض شما بر روی نصب یک رفتار قدرتمندتر جدید که از اهداف و اهدافی که در راستای آن کار می کنید پشتیبانی می کنید.


مرحله 5: از اقدامات فعالانه خودتان الهام بگیرید


در این مرحله ، مجموعه ای از سؤالاتی را مطرح خواهید کرد که امیدوارم منجر به "الهام" شود. اینها سوالات متمرکز بر لذت هستند که الهام بخش شما را برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی به شما القا می کند.

حتما بخوانید: راه ثروتمند شدن ، راهیست آسان، سریع و لذت بخش برای کسب ثروت

روند سؤال از شما طی می شود دارای سه مرحله مشخص است. مجموعه اول سؤالات به لحظه حاضر متمرکز خواهد شد. مجموعه دوم سؤالات گذشته را بررسی خواهد کرد. و مجموعه سوم سؤالات سعی در پیش بینی آینده در طی یک دوره 5 ، 10 و 20 ساله خواهد داشت.

وقتی هر یک از این سؤالات را پشت سر می گذارید ، مکث کنید و به جواب های خود فکر کنید. از تصورات خود برای تأمل در هر یک از پاسخ های خود استفاده کنید ، در حالی که کاملاً خود را در تجربه خود با استفاده از هر پنج حواس خود غوطه ور می کنید. در حقیقت ، هرچه بیشتر خودتان را از لحاظ عاطفی غوطه ور کنید ، این روند برای شما بهتر خواهد بود و الهام بخش تر از این خواهد بود که تغییرات لازم را در زندگی خود ایجاد کنید.

در حالی که از خودتان این سؤالات را می پرسید ، رفتار مفید جدیدی را که در مرحله چهارم این فرآیند مشخص کردید ، به خاطر بسپارید. این رفتاری است که شما در طی مراحل باقی مانده بر روی آن متمرکز خواهید شد. این رفتاری است که به شما در رسیدن به اهداف و اهداف خود کمک می کند.

در مورد زندگی و شرایط فعلی خود فکر کنید و از مجموعه زیر سؤالات خود را بپرسید:

چگونه می توانم با احساس غرق در این رفتار مفید جدید در لحظه کنونی به دست بیاورم؟

چگونه از نظر جسمی ، عاطفی ، روحی ، مالی و معنوی به دست می آورم؟

این رفتار جدید چگونه فرصتهای شغلی من را گسترش داده است؟

این رفتار جدید چگونه روابط من و دیگران را با روشی مثبت تغییر داده است؟

چگونه دیگران به طور خاص تحت تأثیر این تغییر قرار گرفته اند؟

دیگران درباره من چه می گویند و چگونه تغییر کرده ام؟

چگونه می توانم در نتیجه ایجاد این تغییر ، وقت خود را صرف کنم؟

چگونه تغییر این تغییر به من در دستیابی به اهدافم کمک کرده است؟

حالا چطور با خودم صحبت کنم؟

چگونه این تغییر می تواند بر فیزیولوژی و حالت ذهن من تأثیر بگذارد؟

اکنون ، خود را به گذشته برگردانید و مجموعه سؤالات زیر را از خود بپرسید:

اگر سالها پیش این تغییر را انجام داده بودم چه می شد؟

چگونه می توانستم از نظر جسمی ، عاطفی ، روحی ، مالی و معنوی به دست بیاورم؟

به چه فرصت های شغلی و ارتباطی می توانستم دسترسی داشته باشم؟

چگونه دیگران با روشی مثبت تحت تأثیر این تغییرات قرار گرفته اند؟

مردم در مورد من چه می گفتند؟ این چه احساسی به من می دهد؟

اگر این تغییر را در گذشته ایجاد کرده بودم ، چگونه وقت خود را صرف می کردم؟

در چه مقطعی از زندگی من از نظر اهدافی که می خواهم به آن دست یابم در حال حاضر هستم؟

چه خاطرات دوست داشتنی دارم؟

چگونه می توانم با خودم صحبت کنم؟

این همه احساس من چطور است؟

اکنون ، خود را به مدت پنج سال به آینده برسانید و از خود بپرسید:

من از ایجاد این تغییر در طی پنج سال چه مزایایی به دست آورده ام؟

چگونه اوضاع بهتر از نظر جسمی ، ذهنی ، عاطفی ، مالی و روحی تغییر کرده است؟

چشم انداز شغلی من چگونه بهبود یافته است؟

چشم انداز رابطه من چگونه بهبود یافته است؟

حالا چگونه می توانم به روشی جدید در مورد زندگی خودم ، در مورد دیگران و اهدافم فکر کنم؟

در این دوره زمانی چه کاری توانسته ام به دست بیاورم؟ این چه احساسی به من می دهد؟

اکنون چگونه می توانم وقت خود را در نتیجه این دستاوردها سپری کنم؟ این چه احساسی به من می دهد؟

چطور این تغییر در سایر مناطق زندگی من به طرز شگفت آور مثبت تأثیر گذاشته است؟

در نتیجه همه اینها ، من چه توقعات مثبت دیگری درباره آینده دارم؟

سرانجام ، همان مجموعه سؤالات را از خود بپرسید ، اما بازه زمانی را از پنج سال به ده سال و سپس به بیست سال و فراتر از آن تغییر دهید. کاملاً خود را در مزایای تحمل این رفتار توانمند در یک بازه زمانی طولانی مدت غوطه ور کنید. با استفاده از آگاهی کامل حسی ، زندگی خود را پیش بینی کنید و هر جا ممکن باشد تجربه خود را احساسی کنید. به یاد داشته باشید که هرچه لذت بیشتری به وجود آورید ، از این روند الهام بخش تر خواهید بود. و هرچه الهام بخش تر باشید می توانید دلایل بیشتری برای پیگیری این تغییرات داشته باشید. به همین ترتیب ، مهم است که از خودتان یک سوال نهایی بپرسید:

با توجه به همه اینها ، چرا این مهم است که من با ایجاد این تغییر از آن پیروی کنم؟

تبریک می گویم ، اکنون بخش دوم معادله را تمام کرده اید. اکنون باید بتوانید از حالت ناامیدی و از حالت الهام به کار بپردازید. با این حال ، کار شما هنوز انجام نشده است قدم بعدی شما این است که با استفاده از فرایندی که به Anchoring معروف است ، این رفتار جدید را در روان خود شرط کنید.


مرحله ششم: برای شرط بندی رفتار جدید از لنگر انداختن استفاده کنید


رفتار جدید شما اکنون باید با استفاده از یک فرآیند برنامه نویسی زبانی عصبی موسوم به Anchoring در روان شما ایجاد شود .

لنگر انداختن به طور طبیعی در سطح ناخودآگاه آگاهی اتفاق می افتد ، با این حال ، این نیز کاری است که می توانید آگاهانه و با هدف انجام دهید تا به شما کمک کند رفتار جدید خود را در روان خود شرط کنید. این فرایند تهویه بسیار مهم است زیرا برنامه عصبی لازم را برای سیستم عصبی شما فراهم می کند تا بتواند به سرعت رفتارهای عادت جدیدی را نصب کند که به طور معمول اگر چند ماه طول نکشد ، هفته ها طول بکشد.

این روند لنگر انداختن نیاز به تفاهم دارد که فراتر از محدوده این مقاله است. با این حال ، من شما را تشویق می کنم توضیحی جامع درباره لنگر انداختن بخاطر ایجاد یک عادت جدید بخوانید. لطفاً در مورد چگونگی تبدیل یک عادت ناشایست بخوانید . در این مقاله کلیه اطلاعات پس زمینه مورد نیاز شما برای شما فراهم می شود که به شما در روشنایی بیشتر اصل درد-لذت می پردازد.

هنگامی که شما با موفقیت در طی این روند لنگر انداخته و احساس رضایت کردید که اکنون رفتار جدید شما در حال عادت است ، می توانید به مرحله هفتم این روند بروید.

اصل درد و لذت باعث تحریک رفتار جدید می شود


مرحله 7: مدیریت روند تغییر


با این رفتار جدید که اکنون در روان شما نصب شده است ، اکنون می توانید پیشرفت خود را در جهت دستیابی به هدفی که در مرحله اول این روند بیان کردید ، شروع کنید. با این حال ، سفر پیش رو آسان نخواهد بود. در واقع ، ممکن است مشکلات و چالش های بسیاری وجود داشته باشد که ممکن است در طول مسیر با آن روبرو شوید. بسیاری از این چالش ها ممکن است واقع باشد.

هر نوع تغییری که در زندگی خود ایجاد می کنید نیاز به انجام کارهای خاصی دارد. شما فقط نمی توانید تغییر ایجاد کنید و انتظار دارید که اکنون همه چیز بهتر شود. تغییر مستلزم دیدگاه ها ، فداکاری ها و حتی ممکن است مجموعه های مختلفی از اولویت ها باشد. نحوه زندگی شما قبل از این تغییر می تواند متفاوت باشد با زندگی شما پس از ایجاد این تغییر چگونه است.

حتما بخوانید : 11 اسرار کلیدی برای داشتن یک  زندگی مشترک موفق

برای تغییر این امکان وجود دارد که شما نیاز به ایجاد فداکاری های خاصی داشته باشید. همچنین ممکن است شما نیاز داشته باشید اولویت های زندگی خود را تغییر دهید تا بتوانید انتظارات جدیدی را که با این تغییر ایجاد شده است برآورده کنید. تغییر همچنین نیاز به دیدگاه های جدید و روش های مختلف تفکر در مورد چیزها دارد. اینها زمینه هایی است که شما باید در جهت پیشبرد مدیریت تغییرات موثر را در نظر بگیرید.

برای روشن شدن افکار خود در مورد همه این موارد ، از مجموعه زیر سؤالات خود را بپرسید:

چه فداکاری هایی را باید انجام دهم تا اطمینان حاصل کنم که از این تغییر پیروی می کنم؟

چه چیزهای خاصی ممکن است لازم باشد که از انجام کار ، تفکر و / یا اعتقاد منصرف شوم؟

چه نوع عادات ، اعتقادات و / یا دیدگاههایی ممکن است برای رها کردن وجود داشته باشم؟

چگونه باید اولویت های زندگی خود را تغییر دهم تا جایی برای ایجاد این تغییر فراهم شود؟

چه وظایفی و تعهداتی ممکن است برای رها کردن داشته باشم؟

چه وظایفی و تعهداتی ممکن است برای ایجاد فضای لازم داشته باشم؟

چگونه باید ارزشهای زندگی ام را به جلو حرکت دهم؟

چگونه باید تصمیماتم را به جلو تغییر دهم؟

نادیده گرفتن هر یک از این مناطق مهم به ضرر شما خواهد بود. به عنوان مثال ، اگر قربانی های لازم را انجام ندهید ، چیزها به سادگی تغییر نمی کنند. شما گرفتار رفتارهای قدیمی خود می شوید و تعجب خواهید کرد که این همه اشتباه پیش آمده است. به همین ترتیب ، اگر شما در اولویت های خود قرار نگرفتید ، پس با این تغییر وقت به راحتی ندارید.

همچنین باید چالش های گوناگون خارجی و داخلی را که ممکن است در طول سفر با آن روبرو شوید در نظر بگیرید.

به همان اندازه که ممکن است بخواهید کارها به راحتی پیش برود ، احتمال دارد که این اتفاق نیفتد. زندگی سفری است در امتداد یک جاده پر پیچ و خم ، و اینکه چگونه شما با آن دست و پنجه نرم می کنید ، تعیین خواهید کرد که در پایان سفر به کجا خواهید رسید. بنابراین باید قانون مورفی را به هر قیمتی در نظر بگیرید:

"هر چیزی که می تواند به اشتباه انجام شود ، در بدترین زمان ممکن اشتباه می رود ، همه در یک بار وقتی که حداقل انتظار آن را دارید".

اکنون با در نظر گرفتن قانون مورفی ، از خود بپرسید:

در طول سفر من با چه چالش هایی روبرو هستم؟ چالش های خارجی؟ چالش های داخلی؟

پنج مورد که به طور بالقوه می توانند به اشتباه بروند چه هستند؟

چه پنج چیز می تواند مانع از انجام موفقیت آمیز این تغییر شود؟

چه پنج چیز می تواند مانع از رسیدن به هدف من شود؟

چگونه تمام این مشکلات را برطرف می کنم؟

برای غلبه بر این چالش ها به طور خاص چه کاری باید انجام دهم؟

آیا می توانم به طور بالقوه در میان این چالش ها حرکت کنم؟ چطور؟

هرچه شفافیت بیشتری در مورد سفر پیش رو داشته باشید ، برای چالش هایی که زندگی به ناچار راه شما را پرتاب می کند ، آمادگی بهتری خواهید داشت.

سرانجام ، در مورد آنچه ممکن است در طول این سفر به آن نیاز داشته باشید ، فکر کنید تا بتوانید به هدف خود برسید. این منابع شما هستند که می توانند در قالب دانش ، پشتیبانی ، ابزار ، مهارت و غیره به وجود بیایند از خود بپرسید:

من به چه منابعی نیاز دارم تا بتوانم به من کمک کند تا بهتر بتوانم در این تغییر حرکت کنم؟

من برای دستیابی به چالش های احتمالی به چه منابعی نیاز دارم؟

برای دستیابی به هدفم به چه منابعی نیاز دارم؟

به چه دانش ممکن نیاز دارم؟

چه ابزارهایی ممکن است دارای ارزش باشند؟

چه مهارتهایی می تواند مفید باشد؟

چه پشتیبانی ممکن است مورد نیاز باشد؟

چگونه می توانم این موارد را بدست آورم؟

تمام این سؤالات در اینجا برای کمک به تشویق تفکر 360 درجه ارائه شده است. شما نباید یک سنگ را بصورت غیرمجاز بگذارید. تمام امکانات و مشکلاتی که در پیش روی شما قرار دارد را در نظر بگیرید و بفهمید که چگونه می توانید از طریق این چالش ها به موثرترین روش حرکت کنید.

اصل درد و لذت تبدیل شدن به یک رئالیست


مرحله هشتم: برنامه ای برای حرکت به جلو بسازید


مرحله آخر این فرآیند مستلزم آن است که شما همه چیز را در پیش بگیرید و برنامه ای را برای حرکت به سمت دستیابی به هدف خود تهیه کنید. این امر به کمی ایمان ، قدردانی و تلاش مستمر نیاز دارد که قانون مورفی را در نظر می گیرد.

به یاد داشته باشید که در جایی که تمرکز شما پیش می رود ، در اینجا انرژی شما جریان می یابد. به همین ترتیب ، کاملاً مهم است که شما در طی این فرآیند از "الهام" و "ناامیدی" که از خود بیرون آورده اید استفاده کنید و آن را به خوبی استفاده کنید تا به شما کمک کند با انگیزه و تمرکز بر روی مهمترین کارهایی که باید انجام شود انجام دهید.

برای حفظ تمرکز بالا ، باید از سوالات مؤثر بر راه حل بپرسید. این سؤالات باید انرژی شما را به سمت موارد درست هدایت کند تا به شما در تصمیم گیری بهینه در پیشبرد کمک کند. فقط با این روش برنامه عمل شما به مرحله اجرا خواهد رسید. و تنها در این روش با موفقیت می توانید تغییراتی را که برای کمک به شما در دستیابی به هدف خود انجام می دهد ، تغییر دهید.


نتیجه گیری افکار


تمرکز این کل فرایند بر یافتن راه هایی برای ایجاد انگیزه در خود برای ایجاد تغییرات لازم برای بهبود زندگی شما بوده است. و همانطور که شما در طول این فرآیند کار کرده اید ، امیدوارم اکنون ببینید که انگیزه خود انتخابی است که هر روز زندگی خود را انجام می دهید.

شما می توانید از اصل درد لذت برای ایجاد انگیزه آگاهانه و هدفمند استفاده کنید ، یا می توانید به ذهن ناخودآگاه خود اجازه دهید تصمیمات و اعمال خود را برای شما هدایت کند. در هر صورت ، نوعی انگیزه پیدا خواهید کرد ، اگرچه از ذهن ناخودآگاهتان ناشی می شود ، ممکن است این انگیزه ای برای شما نباشد.

همه اینها فقط نشان می دهد که آگاهی و هوشیار بودن "چرا کارهایی را که می کنید انجام می دهید" در طول روز بسیار مهم است. و اگر مسیری را که به سمت آن حرکت می کنید دوست ندارید ، پس کاری در مورد آن انجام دهید. برای ایجاد کمی ناامیدی و / یا الهام بخش که احساس اضطراری را برای شما ایجاد می کند تا بتوانید تصمیمات بهتری را بگیرید ، بلافاصله پاسخ لذت درد را بزرگ کنید.

 

source : keramatzade

مطالب مرتبط

نظرات

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 1

آخرین دانلود های رایگان

آخرین محصولات

مطالب مرتبط

خبرنامه سایت

با عضویت در سایت از مطالب ویژه ، آخرین اخبار ، دانلودهای رایگان و امکانات ویژه بهره مند شوید

به جمع کاربر ما بپیوندید